اسم تو را بر تخته سیاه کودکی نوشتم
و بر سنگ فرش های ملالت
از پاک کردن با عجله ش!
اسم تو را برداشتم و بر قلبم دوختم
تنها زخمی که میشد
نگاه ش کرد
لبخند زد
و به زندگی امیدوار شد.
اسم تو را بر تخته سیاه کودکی نوشتم
و بر سنگ فرش های ملالت
از پاک کردن با عجله ش!
اسم تو را برداشتم و بر قلبم دوختم
تنها زخمی که میشد
نگاه ش کرد
لبخند زد
و به زندگی امیدوار شد.
بیان دیدگاه