به صف کشیدگان مرگ
دوشیزگی زنی را تحسین میکردند
که در اعلامیهاش تنها نامی بود
که فریاد میزد: “من زمانی زنده بودهام
و عاشق بوسیدن یگانه یارم.”
و کفنش به سپیدی تن نوزادی
که نخستین گریهاش را به انتها
و تنهاییاش را در آغوش مادرش پوشانده بود.
او را که جوانهی پیکرش به زیر دستهای خاکسپاران
جا به جا میشد،
در گودالی که با شوق کنده بودند
بر خاک گذاشتند
تا به اولین خواب معصومیت برود.
بیان دیدگاه